فلسطینیان عرب داخل چه کسانی هستند؟

فلسطینیان عرب داخل چه کسانی هستند؟

پنجشنبه, 19 مارس, 2020 - 18:45
مروان المعشر
 وزیر خارجه اسبق اردن

پس از چهار سال نشستن برکرسی دولت اسرائیل و ویرانی‌هایی که سیاست‌های نژادپرستانه‌اش به وجود آورد، امروز به نظر می‌رسد فرصت طلایی برای کنار زدن نخست وزیر اسرائیل از عرش نخست وزیری پیش آمده است. او این موقعیت را علیه مردم فلسطین و ضد کشور مستقل قابل زندگی فلسطین به کار برد. اما این فرصت به نظر می‌رسد مهیا شده آن هم نه به وسیله یکی از احزاب اسرائیلی مخالف با سیاست‌های لیکود اسرائیلی به رهبری نتانیاهو، بلکه توسط عرب‌های داخل فلسطین که از دل خاکستر برخاستند تا خودشان را با دست خودشان بسازند، علیرغم اینکه پس از برپایی کشور اسرائیل اغلب رهبران سیاسی واقتصادی‌شان را از دست دادند. اما علیرغم اینکه توسط حکومت اسرائیل مطرود، به حاشیه رانده شده‌ و دورساخته شدند و باز علیرغم و متأسفانه توسط بسیاری از کشورهای عربی نادیده گرفته شدند، آنها همچنان برروی زمین خود مقاومت می‌کنند.

فلسطینیان داخل چه کسانی هستند و چطور کارها به شکل امروز درآمد؟

تعداد فلسطینیان داخل درسال 1948 نزدیک به نهصد هزار نفر بودند که حدود صد وشصت هزار نفرازآنها باقی ماندند درحالی که اسرائیل بخش بزرگی ازآنها را پس از جنگ 1948 و حتی پیش از آن کوچاند به خصوص پس از تصمیم تقسیم در نوامبر1947. بیشتر رهبران سیاسی و اقتصادی فلسطینی، از فلسطین خارج شدند و کسانی که درزمین خود ماندند از نظرسیاسی و اقتصادی نابود شدند. حکومت جدید اسرائیلی آنها را تهدیدی برای خود دید و به مدت هجده سال تن به حکومت نظامی دادند که با فرارسیدن تاریکی مانع از رفتن آنها به روستاهاشان می‌شد. همچنین تا حدود زیادی از دست یابی به سرمایه و آموزش و استفاده از فرصت‌های شغلی محروم شدند و تلاش‌های زیادی برای کندن آنها از ریشه‌های فرهنگ عربی‌شان شد تا درجامعه اسرائیلی جذب بشوند.

گذشته از این رفتار جهان عرب با آنها از این بهتر نبود. علیرغم اینکه مخالف ترک زمین‌شان بودند و علیرغم سختی‌هایی که در نتیجه این مقاومت کشیدند، بسیاری از عرب‌ها آنها را خائن به حساب می‌آوردند چون شهروند اسرائیلی شدند در حالی که هرکس که خاکش را ترک می‌کرد قهرمان می‌دیدند. در نتیجه همین منطق معوج، جهان عرب فلسطینیان داخل را مطرود ساخت و مانع ورود آنها به کشورهای عربی و تحصیل در دانشگاه‌های آن کشورها و استفاده از کمک‌های مالی آنها شدند. اگر اسرائیل قصد داشت آنها را از محیط عربی‌شان جدا کند، عرب‌ها به صورت مؤثر و نسنجیده به آن کمک کردند.

اما آنها مقاومت کردند. دست از میراث عربی‌شان برنداشتند و خود را منزوی نساختند و غیبت رهبران، آنها را نومید نکرد بلکه از صفرشروع کردند و خودشان را ساختند. تاریخ فلسطین و اهمیت حفظ آن را به فرزندان‌شان آموختند. هرکسی بازدیدی از یک مدرسه عربی بکند از شنیدن صدای دانش‌آموزان کوچک که سرکلاس ترانه موطنی(میهنم) را سرمی‌دهند تنش مور مور می‌شود. آنجا می‌تواند معنای حقیقی کلمات این سروده آن را بفهمد؛ وقتی کسی که برزمینش مقاومت کرده می‌خواند نه کسی که دور از این زمین به زبان بیاورد.

هویت ملی فلسطینی در داخل دچار تکان پرطنینی شد وقتی که اسرائیل تلاش کرد به هر وسیله‌ای آن را محو کند. پس از اینکه فلسطینی‌های داخل(آن طور که دوست دارند نامیده شوند و نه فلسطینیان1948 یا عرب‌های اسرائیل مثلا) پس از هجده سال حکومت نظامی شروع به جمع و جور کردن خود کردند، با گذر زمان و برای ساده کردن مسئله چهار جریان مهم سیاسی ظهور کردند، (نمی‌گویم احزاب): دو جریان مدنی و دو جریان با گرایش اسلامی. در سمت اسلامی، جریان اصلی دعوت به تحریم انتخابات کنیست می‌کرد چون از نظر آنها این کار به رسمیت شناختن کشور اسرائیل است و به انتخابات شوراهای محلی در روستاها و شهرهای با اکثریت عربی مشخص بسنده کردند(شیخ رائد صلاح به روشنی آن را نمایندگی می‌کند). در مقابل آن جریان اسلامی معتدل‌تر قرار دارد که به ضرورت مشارکت در انتخابات به عنوان تنها ابزار تلاش برای تأثیرگذاری برسیاست‌گذاری اسرائیل فرامی‌خواند.

جریان‌های مدنی نیز به دو اردوگاه تقسیم شدند، اردوگاهی که کشور اسرائیل را به هیچ وجه به رسمیت نمی‌شناسد و به «بلد» شناخته می‌شود. جریان مدنی دیگر به لزوم شرکت در انتخابات باور دارد و بخش عظیمی از این جریان به سمت حزب کمونیست گرایش یافته‌اند و ستون‌های تاریخی آن امیل حبیبی و توفیق طوبی و توفیق زیاد بودند. جریان‌های دیگری هم هستند مانند حزب دموکراتیک عربی( عبدالوهاب دراوشه و طلب الصانع) و جنبش عربی تغییر که احمد الطیبی رهبری می‌کند.

تعداد فلسطینیان داخل از نود و شصت هزار در سال 1948 به یک میلیون و نهصد هزار نفر افزایش یافت؛ واقعیتی که آنها را به 21 درصد ساکنان اسرائیل درآورد. از آنجا که تعدادی از جریان‌های سیاسی عربی داخل اسرائیل در انتخابات شرکت نمی‌کردند، اثرگذاری آنها بر زندگی سیاسی داخل اسرائیل محدود به نظرمی‌رسید. برای نمونه، تعداد اعضای عرب کنیست در زمان توافق اوسلو فقط هشت نفربودند آن هم دو نفرشان از احزاب یهودی. این در مقایسه با چهل و چهار نفر حزب کارگر و سی و دو نفر از حزب لیکود. در نتیجه، هیچ یک از احزاب یهودی اسرائیل حسابی برای شش عضو عرب بازنمی‌کردند که هیچ اثری بر نقشه سیاسی اسرائیلی نداشتند.

امروز و همزمان با پیشرفت لیکود اسرائیلی و عقب نشینی حزب کارگر به حدی که با متحد خود میرتس فقط هفت کرسی کنیست را دارند نه بیشتر صحنه بسیار تغییرکرده است. با اصرار نتانیاهو بر یهودی بودن کل کشور(یعنی کشور نژادی) و موافقت کنیست با قانون کشور قوم یهود که به صورت قانونی فلسطینی‌ها را در جایگاه فروتر از یهود قرار می‌دهد(یعنی نظام آپارتاید نژادی) عرب‌ها درک کردند که نمی‌توانند به کناری بنشینند. به دنبال آن، اکثریت مطلق جریان‌های سیاسی عربی تصمیم گرفتند اختلافات را به کناری بگذارند و از مواضع تاریخی برخی جریان‌های دینی و مدنی علیه مشارکت در انتخابات را کنار بگذارند.

اغلب جریان‌های عرب تصمیم گرفتند یک فهرست بدهند، آن هم برای مقابله با بالا بردن شرط برد تا نسبت 3.25 درسال‌های اخیر تا برخی احزاب عرب نتوانند وارد کنیست بشوند، و نتیجه چه شد؟ بالا رفتن سطح مشارکت عربی از کمتر از پنجاه به 65 درصد و دست‌یابی به پانزده کرسی. مسئله‌ای که نه تنها لیست عربی را به قدرت دوم در کنیست تبدیل کرد بلکه آن را به جریانی سیاسی بدل ساخت که هیچ حزب اسرائیلی امروز نمی‌تواند آن را نادیده بگیرد. و آنها عامل اصلی انتخاب گانتس به عنوان نخست وزیر به جای نتاینیاهو شدند که با شرط‌های مهمی از جمله امکان متوقف ساختن اجرای معامله قرن موافق است.

فلسطینی‌های داخل که جهان عرب آنها را طرد کرد همان طور که اسرائیل طرد کرده بود، از دل خاکستر بیرون آمدند تا امروز بیرق دفاع حقیقی نه زبانی از هویت فلسطینی را به عهده بگیرند. درحالی که تلاش‌های دیگران را دست‌کم نمی‌گیرم، فلسطینیان داخل امروز پیشگامند. درمقابل یهودی سازی کشور اسرائیل نژاد پرست ایستاده‌اند و با تلاش اسرائیل برای بلعیدن زمین و هویت مقابله می‌کنند و نقش سیاسی در سطح بالایی از پختگی و خردمندی سیاسی را بازی می‌کنند.

بعد از همه اینها، آیا اغلب کشورهای عربی همچنان به مواضع بی منطق و به دور از خرد و منطق علیه فلسطینیان داخل چنگ خواهند زد؟ یا اینکه به اجحاف تاریخی که به آنها وارد شده اعتراف خواهند کرد و برعکس آن آنها را امروز اثرگذارترین در دفاع از هویت ملی فلسطینی تلقی خواهند کرد، گذشته از اینکه چه گذرنامه‌ای در دست دارند همان طور که محمود درویش و سمیح القاسم و خیلی‌های دیگر در دست داشتند؟


دیدگاه‌های دیگر

پیشنهاد ما

چند رسانه‌ای