​«المایسترو»... رمانی چند صدا با ماجراهایی پراکنده

​«المایسترو»... رمانی چند صدا با ماجراهایی پراکنده

چهارشنبه, 11 مارس, 2020 - 12:45
لندن: عدنان حسین احمد

سعد القرش در رمان «المایسترو/رهبرارکستر» که توسط انتشارات «دارالعین» قاهره منتشرشده، کار روایی خود را بر ساختی زمانی/مکانی استوار می‌کند که سواحل خیلج عربی در کشور امارات متحده عربی بستر آن می‌شوند، جایی که در دل خود شهروندانی از 200کشور دارد، اما نویسنده از آن میان شهروند چهار ملیت را انتخاب کرده نه بیشتر؛ اول پیش‌خدمت هندی، جوانی به نام «انیل» که چیزی از کشورش نمی‌داند. دوم کارگر تبتی «تسو» است که آرزو می‌کند به کشورش برگردد که تاریخ اشغال آن با تاریخ تولدش یکی است. سوم مصطفی وکیل مدافع مصری که برای انجام مأموریتی مشخص آمده و پس از آن پیش زن امریکایی‌اش «لورا» برمی‌گردد که در ایالت میشگیان زندگی و کار می‌کند. شخصیت چهارم اما «نوّاف» است که یکی ازاهالی همان کشور محسوب می‌شود، اما فاقد مدارک رسمی اثبات کننده هویت اماراتی او است. در حاشیه گرفتار شده و صفت «بدون» برپیشانی‌اش چسبیده که در بسیاری از کشورهای خلیج با آن روبه رومی‌شویم.

حوادث براساس ساخت زمانی در چند ساعت میان غروب آفتاب تا نیمه‌های شب اتفاق می‌افتند و همه آماده فریادی می‌مانند تا آنها را از تاریکی شب گنگ به سمت روشنایی سپیده‌ای جدید ببرد که پیش ازآن تجربه نکرده بودند. سعد القرش زمان را در چند ساعت خلاصه نمی‌کند و مکان را هم محدود یا محصور در مساحت زورق نمی‌کند آن طور که در ساخت روایی می‌آید، بلکه حوداث حقیقی بسیار آن سوترکشیده می‌شوند و ما را به سال 322 پیش از میلاد می‌کشاند، زمانی که یونانی‌ها به مصر حمله بردند و برتحقیقات و نظریات‌ و گنجینه‌های مشهور فرهنگی‌اش دست یافتند. همچنین برگشت‌های زمانی متعدد صورت می‌گیرد که از سومر آغاز می‌شوند و به دو دوره جاهلی و اندلسی گذرمی‌کنند و در زمان السیاب هم متوقف نمی‌شوند که درباره خلیج سرود: یا واهب اللؤلؤ و المحار و الردی/ای بخشنده مروارید و صدف و نابودی». همین طور مکان میان جاهای متعدد تکه تکه می‌شود، در هند و تبت و امریکا و هلند و مصر می‌گردد تا رمان شکلی جهانی به خود بگیرد که در نقطه‌ای معین نایستد بلکه درهمه مکان‌ها و ادیان و فرهنگ‌ها گسترده می‌شود.

هریک از چهار شخصیت اصلی ماجراهایی مشخص به دست می‌دهند که در رشد هریک از آنها کمک می‌کند. باید شخصیت پنجمی اضافه کرد که همان لورای امریکایی است که از طریق اینترنت با وکیل مدافع مصری مصطفی درتماس است پیش ازآنکه با آن رابطه برقرار کند و با او ازدواج کند و با او به زادگاهش برگردد. به نظرمی‌رسد سعد القرش شیفته فرهنگ‌های دیگر همچون هندی و تبتی و بین‌النهرینی است. جای تعجب نیست که اندیشه‌ها و مقوله‌هایی را اقتباس کند و وارد بافت متن روایی خود کند به خصوص داستان‌های عجیب و ظریفی که درحافظه خواننده می‌مانند. پیش‌خدمت هندی انیل ما را به کشور عجایب می‌برد که از آن میان نویسنده کتاب«کاما سوترا» اثر واتسیایانا را برمی‌گیزند که لورا آن را بهترین هدیه هند به جهان می‌داند چون بر روش عشق‌بازی و لذت‌های برخاسته ازآن پرتوافکنی می‌کند. «تسو»ی تبتی ما را به «لاسا» پایتخت تبت می‌برد، شهر مقدسی که جنگ درآن ممنوع است، اما چینی‌ها سراسر تبت را اشغال کردند و آن را به کشور پهناورشان ضمیمه کردند. سعد القرش ماجرای اژدهایی که هزاران دیر را ویران کرد و یک میلیون بی‌گناه را کشت و نجات یافته‌گان را به تعیدگاه‌ها پرت کرد اقتباس می‌کند. «تسو» دیگر کشوری ندارد تا به آن برگردد برعکس انیل که هروقت دلش خواست می‌تواند به هند برگردد.

رمان «مایسترو» در بافت درونی خود بر چند ماجرا و اتفاق پراکنده و مجموعه‌ای نه چندان اندک از حکایت‌ها و اشعار و اقتباس‌هایی تکیه دارد که به آن طعم و عطر متفاوتی بخشیده‌اند که خواننده را گاه به فضایی تبتی یا فضای دوران جاهلیت و گاه درباره امرؤ القیس و لذت‌هایی که توصیف می‌کند می‌برد تا زمانی سومری وقتی یکی ازآنها می‌گوید:« ما شاعران مطرودان این جهانیم»...

علیرغم چندصدایی موجود در رمان، خواننده به یک نتیجه روشن و واضح می‌رسد با این مضمون؛ شخصیت مسلط مصطفی وکیل مدافع که چوب رهبر ارکستر را به دست دارد و زنش لورا که برهمه شخصیت‌های اصلی دیگر چیره‌اند. آن دو ستون اصلی رمان‌اند و بقیه شخصیت‌ها کمک‌اند و نقشی ثانوی بازی می‌کنند که متن روایی آن را ضروری می‌سازد که به خاطر «انیل» و «تسو» و «نواف» به سمت ساحل غربی خلیج «مهاجرت» کرد که اگر این سه نبودند، فضای داستان همان «قاهره» یا هر شهر مصری دیگر می‌بود، چون نتایج دو شخص که قهرمانی رمان را با هم قسمت کردند کاملا با قاهره تناسب دارند و از فضای شهری آن به وجد می‌آیند؛ فضاهایی که از دوران اهرام شروع می‌شوند و تا به امروز می‌رسند. مصطفی وکیل مدافعی با ذهنی باز است و لورا زنی کوزمولولیتانی است که روزی شش دانگ دل به استادش بست و ازاو صاحب فرزندی شد و از او جدا شد تا گم شده خود را در این وکیل مدافع مصری که دوستش داشت بیابد... به او زندگی تازه‌ای داد و پیکرش را با لمس‌های او و در چشمان او می‌دید.

ازآنجا که متن«مهاجر» به خلیج است، بازی روایی اینگونه خواست که حوادث پیش از غروب آفتاب آغاز بشوند و در نیمه‌های شب به پایان برسند و چهار شخصیت اصلی دور هم جمع شوند و براثر آفتادن زنی از قایق تفریحی بزرگ در آب از هم پراکنده می‌شوند...

شخصیت لورا به مطالعه‌ای جداگانه نیاز دارد چرا که باز هم دیدار شرق و غرب را زنده می‌کند. او متخصص مطالعات خاورمیانه است و عاشق یک مصری شده و شیفته آثار باستانی مصری که خیلی هم برای او دشوارنیست با جامعه مصری علیرغم همه تفاوت‌های اجتماعی و فرهنگی و دینی آمیخته بشود.


پیشنهاد ما

چند رسانه‌ای