​ایران میان شکیبایی استراتژیک و اقتصاد مقاومتی

​ایران میان شکیبایی استراتژیک و اقتصاد مقاومتی

شنبه, 14 دسامبر, 2019 - 10:00

نظام ایرانی استاد غلاف کردن تصمیم‌های اقتصادی، سیاسی و فرهنگی با پوشش ایدئولوژیک است. فرهنگ لغت انقلابی‌اش سرشار از واژگان عقیدتی است و هنوز در بخشیدن جنبه اعتقادی به این تصمیم‌ها به مددش می‌آیند به خصوص آنهایی که با اعمال دوباره تحریم‌های مالی و نفتی توسط واشنگتن به سطح برگشتند. از زمانی که دولت کاخ سفید تصمیم‌اش مبنی بر به صفررسانی صادرات نفت ایران را اعلام کرد، تهران اعلام کرد رویارویی با ایالات متحده وارد فاز جدیدی شده و براین اساس شعار«صبراستراتژیک» سرداد؛ شعاری مبتنی برمعادله خریدن وقت و دور زدن نتایج تحریم‌ها و تعامل صبورانه با آنها تا پایان یافتن دوره ریاست جمهوری دونالد ترامپ که تهران همیشه بر شکست او شرط بندی می‌کند.

تهران از اوایل سال جاری تلاش کرد دولت امریکا را به مواجهه نظامی تاکتیکی با نتایج استراتژیک بکشاند. هدف استراتژیک تهران این بود که در صورتی که امریکا ضربه‌ای به آن بزند یا واشنگتن را از راه فشار اروپایی و جهانی برای حفظ امنیت جهانی به دور از شرط‌های وزیرخارجه مایک پمپئو به میز مذاکرات بکشاند یا اینکه نظام وقتی در معرض ضربه دردناکی قرار گرفت بی آنکه آن را سرنگون سازد، از آن به عنوان عاملی داخلی در انتخابات امریکا بهره‌برداری کند. به گونه‌ای که ایران براین حساب بازکرده بود که به عاملی اثرگذار در مبارزه انتخاباتی آینده امریکا تبدیل بشود. آن هم در چارچوب منافع دو جانبه میان آنها و حزب دموکرات و گروه‌های فشار که از توافق هسته‌ای دفاع می‌کنند که دولت رئیس جمهوری سابق باراک اوباما با ایران امضا کرد. اما تهران از موضع گیری واشنگتن و پایتخت‌های اثرگذارعربی شگفت زده شد که تصمیم گرفتند به دامی که ایران در خلیج پهن کرده بود نیفتند. این پایتخت‌ها به نوبه خود صبراستراتژیک پیش کردند که یکی از قوی‌ترین برگه‌های رویارویی را از دست ایران گرفت.

این اواخر و بعد از حوادث خیزش بنزین که بسیاری از استان‌های ایران را درنوردید، و آن را گسترده‌ترین جنبش اعتراضی افقی درایران از زمان تأسیس جمهوری اسلامی ایران در سال 1979 لقب دادند، نظام به سوی فرهنگ لغت عقیدتی خود برای مخاطب قرار دادن داخل برگشت و آن هم برای تصویب یکی از ضعیف‌ترین لایحه‌های بودجه در تاریخ ایران معاصر. حسن روحانی بودجه دولتش را برای سال جدید ایرانی که از 21 مارس 2020 آغاز می‌شود با شعار« اقتصاد مقاومتی» تقدیم مجلس کرد. روحانی در مجلس شورا گفت:« بودجه سال آینده، بودجه‌ مقاومت و پایداری در برابر تحریم‌هاست و به جهانیان می‌گوییم که علیرغم تحریم‌ها ما کشور را اداره می‌کنیم به خصوص آنچه که به نفت مربوط می‌شود».

نظام راهی نمی‌یابد جز اینکه مردم را برای مقابله با تحریم‌ها دعوت به پایداری کند آن هم با بودجه‌ای که توان هزینه‌ای آن از 36 میلیارد دلار فراتر نمی‌رود. اما همین بودجه شاهد افزایش سهم نیروهای «سپاه پاسداران» و «بسیج» بود. دولت سهم نظامی را در بودجه به 5 میلیارد دلار افزایش داده و بر سهم نهادهای مذهبی و عقیدتی وابسته به نظام از حوزه‌های و مدارس تبلیغی و دانشگاه‌ها افزوده است. به خصوص «دانشگاه جهانی المصطفی» که سهم درشت را ازآن خود کرد؛ سهم این نهاد از بودجه عمومی مرتاضانه 26 میلیون دلار رسید. در حالی که مردم ایران در نتیجه سیاست‌های دولت و تحریم‌های امریکایی با مشکلات اقتصادی و کاهش قدرت خرید مواجه هستند و پیش بینی می‌شود رکود اقتصادی به مقدار9.5درصد و تورم به 40درصد برسد و دولت با کسر بودجه 5درصدی مواجه بشود. اما پیش بینی‌های صندوق بین‌المللی پول نشان می‌دهد بودجه ایران برای رسیدن به توازن درسال آینده به فروش نفت به قیمت بشکه‌ای 194.6 دلار نیازدارد در حالی که دولت بودجه را با 54 برای هربشکه نفت بسته است. این در حالی است که پس از اینکه واشنگتن تصمیمش را برای به صفررسانی نفت ایرانی عملی کرد، تهران از کاهش 80درصدی صادرات نفت رنج می‌برد.

براین اساس است که اندیشمند لبنانی وضاح شراره در کتابش «طوق العمامه/ حلقه عمامه» می‌گوید:« گروه حاکم در ایران را از همان  ابتدای متزلزل و اراده‌اش( برای صدور انقلاب) و گسترش قدرت و سیطره کامل و درهم شکننده داخلی بر استان‌ها و گروه‌ها و منابع و مرزها و افراد، به جایگاه بالا و اثرگذار منطقه‌ای و بین‌المللی به هم پیوند داد». اما سیطره داخلی‌اش در هفته‌های اخیر دچار زمین لرزه‌هایی شد که هنوز پس لرزه‌های آن به پایان نرسیده‌اند و هنوز پیامدهای آن را مدیریت نکرده‌اند به خصوص که موجب ایجاد شکافی عمودی میان حکومت و مردم شد که ترمیم آن و پرکردن آن فاصله چندان آسان نیست. سردادن شعار«اقتصاد مقاومتی و پایداری» نمی‌تواند سیطره داخلی نظام را تأمین کند که برای تضمین ثبات و امنیت خود به آن نیاز دارد وقتی نفوذ خارجی‌اش در لبنان و عراق ضربه‌های بی رحمانه‌ای می‌خورد و موجب از بین رفتن جایگاهش درآنجا بشود.


دیدگاه‌های دیگر

پیشنهاد ما

چند رسانه‌ای