ایران... نظامی‌سازی هویت اعتقادی

ایران... نظامی‌سازی هویت اعتقادی

چهارشنبه, 22 مه, 2019 - 09:15
در ایران حکومتی عمیق وجود ندارد بلکه حکومتی با اختیارات محدود بوده که بروکراسی نظامی تاریخی آن را تحمیل کرد و جامعه و کشور را اداره می‌کرد. این حکومت در ایران ساختار روشن و منظمی که همسایه عثمانی‌اش داشت به خود نگرفت آن هم به دلیل تغییر نوع حکومت‌ها و جابه‌جایی پایتخت‌ها و نظام‌های پادشاهی که قرن‌ها بر فلات ایران فرمانروایی کردند. به احتمال زیاد پس از اینکه حاکم صفوی موفق شد حد و مرزهای حکومت جدیدش را براساس ژئو-اعتقادی تحمیل کند وآن را به عامل اتحاد ملت‌های ایرانی ساخت، متبلور شد.

این جغرافیای اعتقادی را حکومت قاجار به ارث برد که پایبند تفکر درهم آمیختن هویت اعتقادی و جغرافیای واحد سرزمین ایرانی شد. موفق شد میان ژئو-اعتقادی و نظام حکومتی پیوند بزند. شاه قاجار موفق شد تأیید این صفت را بگیرد که نگهبان عقیده و جغرافیاست. در ابتدای قرن گذشته رضا شاه پهلوی تلاش کرد در مرحله پس از دو حکومت(قاجاریه و همسایه عثمانی‌اش) در نتیجه تأثیر پذیری از دوستش مصطفی کمال آتاتورک حکومت و جامعه را درایران مدنی کند، اما با فشارهایی از سوی فضلای حوزه دینی در قم و اعیان بزرگ بازار تهران روبه رو شد. از طرح اعلام جمهوری ایرانی مانند جمهوری ترکیه عقب نشینی کرد.

در دوره پهلوی نخبگان سیاسی و فرهنگی، جایگاه تاج شاهنشاهی را به عنوان عامل وحدت ملت‌های ایرانی به کار بردند، اما در انقلاب سال 1979 آیت الله خمینی موفق شد بین سه تجربه پیش از نظام اسلامی‌اش تلفیق ایجاد کند. نظام ولایت فقیه را به عنوان هویت اعتقادی انقلاب و حکومت مطرح کرد. جایگاه فقیه(معمم) را در رأس قدرت نشاند تا نماد وحدت ملت‌های ایرانی باشد، به خصوص پس از اینکه موفق شد شرکای خود در انقلاب، از لیبرال‌های، چپ‌ها، سکولارها و طرفداران جامعه مدنی را از صحنه خارج کند. صدام حسین نیز با راه انداختن جنگ فرصتی طلایی در اختیارش گذاشت؛ جنگی که نظام ایرانی آن را در داخل به فرصتی تبدیل کرد تا طرح تحمیل هویت اعتقادی را بر جامعه ایرانی تحمیل کند که از جهت نژادی و جغرافیایی مورد تهدید بود. جنگ این مشروعیت را به او داد تا بسیج اعلام کند با این تفسیر که جنگ« قومی-عربی، سنی-اعتقادی» علیه «انقلاب شیعی فارسی» است. با این حرکت، ترسیم هویت اعتقادی حکومت و انقلاب در ایران کامل شد. در دوره آیت الله خامنه‌ای تناقضاتش بیرون زد و به جریان‌های سیاسی و اعتقادی تبدیل شد که برسر قدرت رقابت می‌کنند. اما زیر چتر حکومت محدود الاختیار باقی ماندند که برای اولین بار در تاریخش با معضل تعهد روبه رو شد.

از زمان تأسیس جغرافیای سیاسی ایران به دست دولت صفوی که برای تحمیل روش حکومتش از پیروان طریقه «قزلباشیه» کمک گرفت و پس از آن لشکر «جاویدان» که بازوی نظامی تاج پهلوی محسوب می‌شد و اکنون که نوبت به «سپاه پاسداران» با پوشش قانونی رسیده، در طول تاریخ هیچ نیروی نظامی اعتقادی در ایران نتوانست اراده خود را بر حکومت و جامعه تحمیل کند آن طور که اکنون «سپاه» انجام می‌دهد، پس از اینکه نظام را نظامی ساخت و سپس هویه اعتقادی را علیرغم اینکه جایگاه خود را به عنوان عامل وحدت میان ملت‌های ایرانی از دست داد. ملت‌هایی که پیش از آن هویت اعتقادی مشترک را بر هویت قومی خود مقدم می‌دانستند. در باره وضعیت مرکب و پیچیده ایرانی می‌توان به گفته متفکر فقید عراقی فالح عبدالجبار استناد کرد که:« شکی نیست که هویت‌های دینی-مذهبی قدیم‌تر از هویت‌های نژادی-قومی‌اند و درنتیجه درایجاد دولت مرکزی نوین مقدم‌اند، یعنی آنچه در ادبیات سیاسی اجتماعی به آن دولت-ملت گفته می‌شود». براین اساس پدیده نظامی سازی هویت اعتقادی که «سپاه پاسداران» آن را دنبال می‌کند، فرصت‌های انتقال به دولت مدرن را از بین برده و مفهوم انحصار قدرت در دست نظامیان را تقویت کرد. انحصاری که در مسیر ایجاد دولت- ملت مانع ایجاد می‌کند و به کاستن از نقش حکومت و جامعه در ایجاد فضای سیاسی و فرهنگی مدنی و چند صدایی منجر می‌شود.

در بحران، رابطه سخت میان ایران و جهان و در خطرناک‌ترین مراحلش که به مرحله رویارویی مستقیم نزدیک می‌شود، ملیتاریسم ایرانی به آخرین حد تقویت خود و قبضه کردن حکومت پیش می‌رود. مسئله‌ای که در اقدام اخیر سید علی خامنه‌ای در انتصاب‌شخصیت‌های رادیکالتر در جایگاه‌های مدنی و نظامی مؤثر بروز یافت. آن هم همآهنگ با موضع سیاسی اعتقادی که تهران در داخل و خارج به آن چنگ زده است. نظام موفق شد هویت اعتقادی پیروانش درمناطق نفوذ خارجی‌اش را نظامی کند؛ جایی که زیر پوشش اصل صدور انقلاب و به بهانه رفع مظلومیت از گروه‌هایی که با آن اشتراک مذهبی دارد، حمایت می‌کند. طرحی که به ایران کمک می‌کند با سرمایه‌گذاری بر هویت اعتقادی فرامرزی و فراوطنی نفوذش را به خارج از مرزهای کشورش گسترش دهد. از آن به عنوان ابزاری برای تهدید وحدت ملی استفاده می‌کند و کشورهایی که آنها را در محیط ژئو-اعتقادی خود می‌شمارد مطیع می‌سازد و از آنها درجنگ‌های توسعه طلبانه‌سابق و دفاعی لاحق به عنوان نوک نیزه بهره می‌برد.

دیدگاه‌های دیگر

پیشنهاد ما

چند رسانه‌ای