​آموزش و رسانه ها و منابع نفرت

​آموزش و رسانه ها و منابع نفرت

شنبه, 23 مارس, 2019 - 15:15
غسان شربل
سردبير الشرق الاوسط 
خشم و بهت و وحشت جهانیان جای تعجب ندارد. هر چند به بی رحمی و جنایت در چند سال اخیر عادت کرده ایم اما صحنه های این حمله غیر قابل تحمل بودند. چند میلیون نفر دریایی از نفرت و بیزاری را در رسانه ها مشاهده کردند. یک فرد تروریست «سونامی نفرت» به راه انداخت. این حمله خطرناک تر از عملیات انتحاری فردی است که خود را در یک مراسم خاکسپاری یا عروسی منفجر می کند و پیکر بی جان حاضران در هوا پراکنده می شود. این، یک کشتار برنامه ریزی شده و فاجعه بار به نظر می رسد. یک قاتل حرفه ای و خونسرد آدم می کشد. پیکر بی گناهان که نقش بر زمین می شد گویی عطش او به کشتار هم بیشتر می شد. ماشه سلاح را طوری می کشید که گویا در باشگاه تیراندازی تمرین می کند. فریاد و شیون مجروحان هم جلودارش نبود و نه قداست مسجد. او با برنامه ریزی قبلی به مسجد دیگر روانه شد تا تعداد قربانیانش را دو برابر کند. چه پخش زنده چندش آوری. او قبل از حمله با انتشار یک مانیفیست به دنبال توجیه حمله غیر قابل توجیه اش بود. او حق زندگی را از نمازگزاران بی گناه گرفت. حرمت مسجدی که قربانیان در آن نماز می خواندند را شکست.

نیوزلند معمولا در کانون توجه قرار ندارد. نه امنیتش و نه شرایط اقتصادی اش دچار تزلزل نمی شوند. نیوزلند عرصه «جنگ تمدن ها» نیست. نیوزلند نقطه التقای پر التهاب مذاهب و نژادهای گوناگون نیز نیست. نیوزلند کشور کوچک و امنی است که از چند جزیره تشکیل شده و در جنوب غرب اقیانوس آرام قرار دارند. جزایری که نوید آینده بهتری برای مردمانشان می دهند. سیستم دموکراسی در نیوزلند از نهادهای نظارتی و اصلاح برخوردار بوده و فسادی که دمار از روزگار اقتصاد یا معیشت روزمره مردم درآورد درکار نیست. نیوزلند سرگرم توسعه توانمندی های خود برای جذب گردشگری است. نام این کشور از دیرباز با گوشت و لبنیات پیوند خورده است. اما به ناگاه تیتر اول رسانه ها شد. بخت یار نیوزلند نبود چرا که با خبر حمله یک شهروند تروریست احمق استرالیایی در کانون توجه قرار گرفت. قرعه این تروریست به نام نیوزلند افتاد تا این کشور صحنه ای شود برای یک انتقام جویی دیرینه.

در مانیفست برینتون تارانت که برای توجیه اقدام جنایتکارانه اش منتشر شد به این مساله اشاره شده که موج مهاجران عازم کشورهای غربی بزرگ ترین تهدید برای جوامع و وجود غربی ها به شمار می رود. او از مهاجرت به عنوان «نسل کشی سفید پوستان» یاد کرد و گفت مهاجران «مهاجم» هستند که باید متقاعدشان کرد که «سرزمین ما هرگز سرزمین شما نخواهد بود». او افزود «انتقام میلیون ها اروپایی که توسط مهاجمان خارجی در طول تاریخ کشته شده و هزاران اروپایی که در حمله های تروریستی در کشورهای اروپایی جان خود را از دست دادند را گرفتم». تارانت گفت که از انجام حمله پشیمان نیست بلکه «ای کاش می توانستم مهاجمان بیشتری و نیز خیانتکاران را هم بکشم». او گفت «فرد بی گناه در میان قربانیان وجود ندارد چرا که مهاجمان به سرزمین دیگران باید تاوان اقدام خود را بپردازند». او همچنین به کاهش نرخ زاد و ولد در میان سفید پوستان و تغییر گسترده هویت کشورهای مهاجرپذیر اشاره کرد.

او همچنین گفت که به شدت تحت تاثیر یک تروریست دیگر یعنی جنایتکار نروژ «آندرس بریویک» بوده است. بریویک در سال ۲۰۱۱ میلادی در حمله ای ۷۷ نفر را کشت. او یک راستگرای افراطی و به اسلام ستیزی معروف بوده است.

بی گمان، موج گسترده مهاجرت در چند سال گذشته که با چندین حمله تروریستی از سوی «القاعده» و سپس «داعش» همراه شد به نگرانی گروه های راست افراطی در برخی کشورهای اروپایی دامن زد. حالا در بیشتر پایتخت های غربی عبارت هایی مثل «پاریس همان پاریس سابق» و «هلند که دیگر آن هلند سابق نیست» و یا «آلمان ده سال بعد دیگر آلمان کنونی نیست» شنیده می شود. همین نگرانی باعث قدرت گیری گروه های راست افراطی و نژاد پرست در اغلب کشورهای اروپا و کاهش محبوبیت احزابی شده که «درهای کشور را به روی پناهجویان باز کردند».

هرچند سران اروپایی از جمله صدر اعظم آلمان مدام از این می گویند که پذیرش مهاجران یک وظیفه انسانی است اما در عین حال انگیزه های اقتصادی را هم نباید فراموش کرد. در مقابل، گروه های راست افراطی پا را از این فراتر گذاشته و بحث نگرانی درباره هویت و آداب و سنن را مطرح کردند. حالا در هر نقطه ای از فرانسه می توان گلایه یک شهروند فرانسه را شنید که همسایه مهاجرش که از فرهنگ کاملا متفاوتی آمده حاضر به قبول فرهنگ فرانسوی یا «اصول و ارزش های جمهوری» نیست. این مهاجر نه تنها این ارزش ها را نادیده می گیرد بلکه به دنبال تحمیل شیوه زندگی خود در کشوری است که بار پذیرش او را به دوش می کشد. خبرهای فراوانی در رسانه ها درباره افزایش جرم و جنایت بعد از افزایش موج مهاجرت منتشر شده است. در این گزارش ها به دیدگاه متفاوت مهاجران به حکومت و حاکمیت قانون و زن اشاره شده است. 

گروه های بسیاری مقصر افزایش اسلام هراسی در برخی از جوامع غرب هستند. مساله «دشمن تراشی» و «اسلام خطر پیش رو» پیش از سقوط اتحاد جماهیر شوروی مطرح شد. تحلیل و تفسیرهای فراوانی در آن زمان درباره احتمال جنگ وحشیانه تمدن ها و ادیان منتشر شد. چند پارگی برخی کشورها به نظریه نبردهای خونین هویت طلبانه دامن زد که تصاویر پیکرهای قربانیان ناشی از فروپاشی یوگسلاوی از آن جمله بود. تجزیه یوگسلاوی به چندین کشور با جنگ و خونریزی بین گروه های گوناگون در آن یوگسلاوی همراه بود. موج مهاجرت به سمت غرب به راه افتاد. مردم بر اثر مشکلات اقتصادی یا فرو رفتن در باتلاق جنگ های داخلی که گاهی به نسل کشی می انجامید به غرب پناه آوردند.

در همین حال، نیروهای تاریک اندیش در جهان اسلام نقش مهمی در تقویت نیروهای تاریک اندیش در کشورهای دیگر داشتند. نبرد در اوایل قرن با حمله ۱۱ سپتامبر توسط «القاعده» به خاک آمریکا کشیده شد. تصاویر ویرانگری و قربانیان در رسانه ها و جهان منتشر شد. واکنش به این حمله چیزی نبود جز حمله به افغانستان و سپس جنگ عراق که به فضای تشنج و افراطی گری دامن زد و پشتوانه ای بود برای گروه های تندرو تا نیروهای بیشتری جذب کنند. ظهور «داعش» اما تحول سهمگینی بود. همه جهانیان نظاره گر سربریدن مردم توسط «داعشیان» بودند. دیدگاه متفاوت تنها گناه قربانیان بود. جهانیان دیدند که چطور هسته های مخفی یا گرگ های تنهای داعش چندین شهر و کشور را به وحشت انداخته و مردم را به بازگشت به دوره غارنشینی فرا خواندند.

جهانیان بعد از «کشتار در دو مسجد نیوزلند» همصدا شدند و این فرد تروریست و جنایتکار و اندیشه و انگیزه های او را محکوم کردند. جهانیان متوجه این نکته شدند که اقداماتی که منجر به تنش آفرینی بین گروه های نژادی یا تمدن ها و مذاهب می شوند تا چه اندازه خطرناک هستند. اما محکومیت و مجازات عوامل این جنایت ها کافی نیست. باید یک کارزار روزانه و گسترده برای نجات ارزش های همزیستی و مدارا به راه انداخت. تنها راهکار جهان برای رهایی از باتلاق نژاد پرستی و تعصب کارزار روزانه در مدارس و منابر مذهبی و اجتماعی و سیاسی برای جلوگیری از تسلط متعصبان و تاریک اندیشان بر آنها و ایجاد موج تعصب و نفرت پراکنی است. رسانه ها باید ضمن مسئولیت پذیری نگذارند که از آنها به عنوان منبری برای نفرت پراکنی استفاده شود. رقابت رسانه ها برای جذب علاقمندان به تصاویر عجیب و غریب و عبارت های نادرست باعث شده تا این رسانه ها بازیچه دست افراد تندرویی شوند که به دنبال فروپاشی پل ها و کشیدن دیوارهای بلند و هویت های خونریز هستند. وظیفه ما این است که جلوی منابع نفرت پراکنی در خانه و محل کار و کتاب ها و «توییتر» و «فیس بوک» و هر جای دیگر بایستیم. تنها با پذیرش حق دیگری برای برخورداری از دیدگاه متفاوت است که می توان جلوی رشد امواج نفرت پراکنی را گرفت.

دیدگاه‌های دیگر

پیشنهاد ما

چند رسانه‌ای